پاییز آمد......

فراموش نکن که برگ های پاییز سر شار از شعور درخت اند

و خاطرات سه فصل را بر دوش می کشند

آرام قدم بگذار بر چهره ی تکیده ی آنها

این برگها حرمت دارند .......

درد پاییز درد "دانستن " است.....

سلام پاییز

 

 فصل  زاده شدنم....

سلام 

نمی دانم آن روز شاید باشم شاید هم......

همانطور که پاییز بدنیا آمدم ...

شاید

فصل کوچم هم باشد

 رمانتیک است نه؟؟؟؟

ولی من هنوز حرصم برای زندگی تمام نشده

اگر که باشم

اگر که این درد را هم طاقت بیاورم برای تو هدیه بهاری دارم

دریا جان من !!!!!!

خسته ام و شکسته تر از آن

ولی ....

می جنگم برای بودن برای ماندن

چند وقت است که می جنگم جنگی نابرابر

..........

درد مقابل طاقت .گریه مقابل بغض.دل مقابل جان.

دعا کن طاقت بیاورم

من پاییز را عاشقانه دوست می دارم ........

چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

در این فصل  زاده شدم .عاشق شدم  و

حالا که وقت رفتن شده......

دعا  کن مرا که دعای تو خوب است ......

پر از حرفم و خالی از زمان  .........

 

                                                    تا ۴۴ روز دیگر  .....

...... خدا حافظ

دریای پاک و نجیب من !!!!

 

خدا حافظ.......

ببخش ا........