نامه دریا
ولی نمیتوانی حکم کنی
نمیتوانی دلم را به نداشتنت حکم کنی
حالا بعد سالها که امدی که
ومن تو را از بین تمام خواسته هایم جدا کردم
وتو حق نداری تنهایی تصمیم بگیری
حتی ان اشنا اگر حالت را نفهمد
ولی میفهمد
میدانم سوالش درک لحظه های تو بود
چون او دلش شیشه ای تر از انی است که فکرش را بکنی
میفهمید ولی میخواست دخترک غریب روزهای غربت خوب باشد
حکم میکرد حتی غلط ولی حکم میکرد
چون انچه را که برایت میخواست ان بود
کاش بدانی که باید دعاهایش را اجابت کنی
خواستن تو وهدیه خدا
میدانم که میشود
نامه گرفته شده از دریا
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۴:۱۱ ب.ظ توسط ترنم بهار
|